تاريخ : شنبه ٩ آبان ۱۳۸۸ | ٤:۳٩ ‎ب.ظ | نویسنده : یک وایقانی

تبریز پس از صدور فرمان مشروطیت

در 5 آگوست 1906فرمان شاه مبنی بر برقراری مشروطیت و برپایی مجلس صادر شد. ولیعهد مرتجع محمدعلی میرزا، قصد پنهان کردن پیروزی مشروطه خواهان تهران را داشت ولی مردم تبریز به واسطه نامهها خبردار شدند. این خبر از طرف انجمنهای مخفی در میان اهالی پخش شد و آنان را به خروش آورد.

در اوائل سپتامبر لایحه انتخابات و مجلس به تأیید شاه رسید ولی ادارات ارتجاعی دربار با ممانعت از تأیید این اساسنامه، برای لغو آن کوشیدند. اهالی تبریز برانگیخته شدند چرا که باخبر شدند ادارات درباری مانع ایجاد مشروطه شده و از امضای اساسنامه انتخابات مجلس توسط شاه ممانعت کردهاند. در تبریز نیز مانند تهران بازارها و مغازهها بسته شد. اعتصابات و تظاهرات آغاز گردید.


امپریالیستهای انگلیسی که برای استفاده از حرکات تبریز در جهت منافع استعماری خود میکوشیدند به واسطه زیردستان خود، فعالان جنبش را تحریک کردند تا در 16 سپتامبر در ساختمان کنسولگری انگلیس بست نشستند. ولی دیری نگذشت که تعداد نارضیان و بست نشینان چنان زیاد شد که ساختمان کنسولگری از عهده برنیامد و آنان در مسجد صمصام که در همسایگی کنسولگری بود، گرد آمدند. دانش آموزان و معلمان مدارس تبریز نیز همبستگی خود را با بست نشینان اعلام کردند.

بیش از 6000 نفر بست نشین اعم از کارگر، صنعتگر، فقیران شهر، روحانیون رده متوسط و پایین و سرمایهداری ملی و... به قرآن سوگند خوردند که در راه مشروطه از جان و مال و اولاد خود مضایقه نخواهند کرد.

بدین ترتیب اهالی زحمتکش تبریز به رهبری سران معروف جنبش مشروطه همچون حاجی رحیم آقا بادکوبهچی، حاجی میرمحمدعلی اصفهانی، حاجی میرزا علینقی گنجهای، حاجی محمد بادامچی و دیگران به عنوان روشی عملی برای مبارزه با استبداد، فقر، بدبختی و ستم و خودسری به بست نشستند. بست نشینی که نقش اعتراضی گسترده مردم را داشت، بنا به نتایج سیاسی خود به عنوان یک اعتصاب عمل نمود.

سیدحسن تقیزاده از خادمان مشهور انقلاب مشروطه مینویسد:

«
مردم بیچاره و ستم دیده آذربایجان که بیش از هر جای ایران در زیر بار استبداد و فشار جان میکندند، از حوادث تهران به هیجان آمده بودند. آنان در این اوقات هر چقدر کوشیدند تا روحانیون عمده را با خود همراه سازند، موفق نشدند از این رو خود یکباره بر علیه استبداد شدید به پا خواستند، قهرمانانه در زیر لوای آزادی بر ضد ستم اعلان جهاد کردند. این یک توفان ملی بود که نظیر آن در ایران دیده نشده بود

طبق نوشته تقیزاده در مراحل آغازین جنبش، روحانیون عمده و دیگر طبقات شرکت نداشتند از این رو نیز تنها توده مستمند مردم به حرکت درآمدند. آنان با مبارزه در راه مشروطه و بر علیه استبداد، پایههای جنبش آزادی خواهانه را بنا نهادند. این حرکت بزرگترین کوشش و نمونهای از قهرمانی از طرف مردم مستمند بود:

«
زیرا تکرار میکنم هرگز در ایران به ویژه در قرون اخیر هیچ شورشی و جنبشی بدون روحانیون رخ نداده بود. در عرض چند ساعت اعتصاب عمومی برقرار شد، بازارها، مغازهها و... بسته شد، بیش از صد هزار نفر به طرف کنسولگری انگلیس راهی شدند، ملایان نیز ناچار به ملت پیوستند

بدین ترتیب چون حرکت مردم آغاز گردید، روحانیون و دیگر طبقات به نهضت پیوستند. نظراتی که از تقیزاده آوردیم، امکان میدهد تا نیروهایی را که جنبش نخستین به وجود آوردند، معین کنیم.

سران جنبش با رهبری گروه سوسیال دموکرات «اجتماعیون- عامیون» فوراً کمیته کمک به نفع نهضت ایجاد کردند. آقامیر باقر، آقا محمد صادق غازانچایی و کربلایی علی مسیو، خزانهداری کمیته را بر عهده گرفتند. در عرض 7 یا 8 روز 36 هزار تومان یعنی 70 هزار منات پول گرد آمد. سخنرانان از صبح تا شام نطق میکردند و معنای آزادی و مشروطه را برای مردم توضیح میدادند.

محمدعلی میرزا ولیعهد که برای جلوگیری از گسترش نهضت میکوشید، فوراً دستوری درباره ارزانی و فراوانی نان صادر کرد. رهبران جنبش به محمدعلی میرزا پیغام دادند که «ما نان نمیخواهیم بلکه مشروطه میخواهیم

رهبران جنبش که به عنوان اعتراض بست نشسته بودند، طی تگلرافی به شاه اطلاع دادند که آنها با مشروطه خواهان تهران درباره اعلان مشروطه و برپایی مشروطه هم رأی بوده و خواهان پایان خودسری و زور در کشور هستند. بیتردید رهبری گروه اجتماعیون- عامیون بر جنبش، کمک کرد تا جنبش حالتی مردمی بیابد.

محمدعلی میرزا ولیعهد برای جلوگیری از گسترش جنبش، همراه با اندیشیدن تدابیری جهت ارزانی و افزونی نان، مسئله گرد آوردن سپاه را نیز فراموش نکرده بود. او دستور داد تا نیرویی متشکل از 12 هزار نیروی مسلح از تبریز و اطراف آن برای سرکوب جنبش فرستاده شوند. با این حال نیروهای مسلح، همراهی خود را با جنبش اعلام کردند.

در طول 10 روزی که اعتصاب و اعتراض ادامه داشت، تبریزیان برای نخستین بار نطقهایی درباره خوش بختی مردم شنیدند و در این باره آزادانه اندیشیدند. در روزهای اعتصاب عمومی هر نوع دشمنی دینی، ملی و... فراموش شد. توجه همه به مبارزه در راه مردم و میهن جلب شد. ارمنیان که تا چند ماه پیش با مسلمانان دشمنی میکردند، اکنون مهربان شده بودند و هر دو گروه به مبارزه در راه آزادی پیوستند. بدین ترتیب جنبش انقلابی تبریز از آغاز حالت بین الملل گرفت.

طبق نوشته ایوانوف، جنبش تبریز در اوایل سپتامبر 1906 «نه تنها برای آذربایجان بلکه برای پیشرفت حرکات انقلابی در تمام ایران اهمیت فراوان داشت.» جنبش تبریز به همراه نهضت تهران که با هدف ایجاد مشروطه و برپایی مجلس انجام میشد، برنامههای ارتجاع برای جلوگیری از تحقق این اهداف را نقش بر آب کرد. حوادث تبریز و به طور کلی جنبش آذربایجان به پذیرش قانون و گشایش مجلس یاری رساند.

در 26 سپتامبر تگلراف پاسخی از شاه برای ولیعهد رسید. در این تلگراف بار دیگر تأکید گردید که بست نشینان عفو شده و تحت تعقیب قرار نخواهند گرفت. همچنین مجلس گشایش یافته و به زودی اساس نامه انتخابات ابلاغ خواهد شد. در این تلگراف به مردم آذربایجان و از جمله تبریز پیشنهاد شده بود که نمایندگان خود را برای مجلس ایران بفرستند. گروه سوسیال دموکرات که یک سال قبل به ریاست علی مسیو، حاجی علی دوا فروش و رسول صدقیانی تشکیل شده بود، در رهبری جنبش مردم، اعتراضات و اعتصابات تبریز نقش پیشرو داشت. گروه سوسیال دموکرات تبریز با تشکیلات «اجتماعیون عامیون» که در 1905 در باکو تشکیل شده بود، ارتباط تنگاتنگی داشت.

در روزهای ماه سپتامبر 1906 ضرورت برپایی تشکیلات سیاسی برای تحکیم جنبش و سازماندهی مردم بر علیه امپریالیسم و استبداد در تبریز و تمام آذربایجان مشاهده گردید. حزب «اجتماعیون- عامیون» که به رهبری نریمان نریمانوف به سال 1905 در قفقاز تشکیل شده بود. با آغاز و گسترش جنبش انقلابی تبریز، نریمانوف هیئتی از نمایندگان حزب را جهت اعزام به ایران تشکیل داد. مشهد اسماعیل یکی از بنیان گذاران حزب و کمی بعد مشهدی محمدعلی خان، حاجی خان و... به تبریز رفتند. در اثر فعالیت آنان درست در زمان حوادث سپتامبر تشکیلات «اجتماعیون- عامیون» و هیأت مرکزی آن یعنی «مرکز غیبی» به وجود آمد.

در تشکیلات اجتماعیون عامیون و مرکز غیبی، نمایندگانی از طبقات مختلف اجتماعی کارگران، خرده بورژواها، صنعتگران، بورژوای ملی، بورژوای تجاری و روحانیون رده پایین و متوسط حضور داشتند. مرکز غیبی انقلاب را از آغاز تا پایان رهبری کرده بود.

چون فرمان شاه مبنی بر تأیید مشروطه و گشایش مجلس اعلام شد، بازارها گشوده و اعتصاب عمومی پایان یافت ولی جنبش به طور کلی متوقف نشد. اهالی تبریز با گرد آمدن در اطراف مرکز غیبی، انجمنی برای سازماندهی انتخابات مجلس ترتیب دادند. طولی نکشید که این انجمن به سازمان اداره شهر تبدیل شد.

انجمنی که نخستین بار در سپتامبر 1906 به عنوان هدایتگر انقلاب به وجود آمده بود، تأثیر مثبتی بر تشکیل انجمنهای دموکراتیک در تمام ایران نهاد. با نمونه برداری از انجمن تبریز انجمنهایی در تمام ایران از جمله رشت، اصفهان، مشهد و کرمان و همزمان در شهرهای آذربایجان از جمله اورمیه، اردبیل، خوی و... تشکیل شد. این انجمنها جنبش انقلابی را رهبری میکردند و همراه با آن به سازمانی تبدیل شدند که ایالت و ولایت را اداره میکردند. به نوشته عبدالله مستوفی، انجمن تبریز قدرتمندترین انجمنهای ایالت و ولایت بود. انجمن ایالتی پس از مجلس دارای قدرت و احترام بسیار زیادی بود.

انجمن ایالتی تبریز به ایفای نقش پارلمانی پرداخت که تنها کارهای مهم محلی را انجام میداد. اسماعیل رائین انجمن ایالتی تبریز را «ناجی حقیقی جنبش مشروطه» مینامد. چرا که به نظر وی این انجمن، نهضت مشروطه را در آذربایجان و حتی ایران رهبری کرده بود. بدین ترتیب احمد کسروی و عبدالحسین ناهید و... به درستی اشاره کردهاند که پس از زمان اندکی انجمن ایالتی تا حد یک مجلس ارتقاء یافته، رهبری خیزشها را در تمام ایران در دست گرفت و آن را با توانایی انجام داد.

انجمنهای ایالتی که به کمک رهبران مشروطه در شهرهای اورمیه، اردبیل، سلماس و خوی و... با الگوی تبریز تشکیل شده بود، از روزهای نخست اداره امور آذربایجان را تحت نظارت خود درآوردند. این انجمنها بر فعالیت والیان، حکام دولتی و مأموران حکومتی نظارت جدی ترتیب داده و بدین ترتیب به سازمان اداره محلی تبدیل شدند. والیان مرتجع را در اورمیه و اردبیل و... بر کنار کردند و اعمال مأموران شاهی که با استفاده از مقام به غارت مردم میپرداختند، محدود شد.

انجمن ایالتی از روزهای نخست پیدایش، تدابیری برای مقابله با قواعد و خودسری فئودالی اندیشید. بیگلربیگی با سابقه سعیدالملک از کار برکنار شد. حاجی وکیل از طرف انجمن به عنوان بیگلربیگی تبریز منصوب گردید. برای بیگلربیگی و ملازمان او مبلغ معینی به عنوان کارمزد تعیین شد. برای مقابله با رشوه خواری فوراً تدابیری اندیشیده شد.

همزمان برنامههایی برای ارزانی و افزونی نان و سایر کالاهای دارای استفاده زیاد ترتیب یافت. در این باره کمیته ویژهای حکومتی تحت ریاست نمایندگان انجمن به وجود آمد. بر اجناس بازار قیمت گذاری گردید. از روستاییان به قیمتی معین گندم خریداری و به تبریز آورده شد. همچنین محصول موجود در انبارهای گندم محمدعلی میرزا مصادره شد و بر آن نظارت گردید. بدین ترتیب افزونی و ارزانی نان حاصل شد. قیمت یک من نان که پیش از مشروطه 2 قران بود به 8 عباسی یا 5/1 قران کاهش یافت. دشمنی میان مذاهب دینی رد شد. مدارس با اصول جدید برپا گردید. کسانی که خواهان ایجاد شرکتها و کارخانهها بودند، فعالیت خود را آغاز کردند.

انجمن ایالتی در جهت بهبود وضعیت اهالی مستمند شهر، تدابیری اندیشید. انجمن ایالتی و مرکز غیبی با رهبری جنبش انقلابی، نه تنها در تبریز بلکه در دیگر ولایات آذربایجان در اندیشه برقراری امنیت بودند. بسیاری از اوقات مرکز غیبی که در خانه علی مسیو تشکیل میشد، فعالیت محمدعلی میرزا و مرتجعان پیرامون وی را زیر نظر گرفته و بر دستههای مجاهد تازه تأسیس نظارت میکرد. انجمن ایالتی نفوذ خود را در تبریز و دیگر ولایات آذربایجان برقرار کرد. از 6 اکتبر روزنامه «انجمن» به سردبیری میرزاعلی اکبرخان از اعضای انجمن در تبریز منتشر شد.

یکی از تدابیر مهم تشکیلات اجتماعیون عامیون، ایجاد دستههای مجاهد بود. این دستهها به رهبری مرکز غیبی و با هدف پاسداری از مشروطه و دفع حملات ارتجاع بود. بیشتر افراد این دستهها را کارگران، مستمندان شهر، صنعتگران، خرده بورژواها و روستاییان تشکیل میدادند. به نوشته عبدالحسین ناهید، اعضای مرکز غیبی مستقیماً دستههای مجاهدین را رهبری میکردند.

پس از پایان اعتصاب عمومی و بست نشینی، مرکز غیبی اقداماتی قاطع را برای حفظ رهبری جنبش و جلب توده زحمتکش به آنجا انجام داد. اعضای مرکز غیبی و دیگر سخنرانان از منبرهای مسجد تا سکوی هر گردهمایی، نطقهای انقلابی کرده، مردم را متوجه اهمیت مشروطه مینمودند و آنها را به مسلح شدن در برابر استبداد و سروری بیگانه فرا میخواندند.

تشکیلات اجتماعیون عامیون و انجمن ایالتی که با کمیته‎‎های حزب سوسیال دموکرات روسیه در باکو، تفلیس و باتوم ارتباط نزدیک داشت و در سالهای نخست بیانیههایی را که در این شهرها چاپ میشد، در ایران پخش میکرد. در 1908 از روسیه دستگاه چاپ به تبریز آورده شد و این بیانیه‎‎های انقلابی در تبریز چاپ میشد. این بیانیهها مردم را برای مبارزات آینده آماده میکرد.

محمدعلی میرزا برای جلوگیری از گسترش جنبش انقلابی، امام جمعه حاجی میرزا کریم روحانی متنفذ آذربایجان و سادات محله دوهچی را با ریاست میرهاشم به مقابله با انقلاب تحریک میکرد. میرهاشم با پولهایی که از مرتجعان و همچنین پولهایی به زور از کمیته امداد گرفته بود، طرفدارانش را مسلح کرد. او با دسته‎‎های مسلح خود به مسجد و انجمن میآمد. هر نوع خودسری میکرد و به زور اهالی را چپاول میکرد.

دیری نگذشت که میان مجاهدان و افراد مسلح میرهاشم که به انجمن میآمدند، درگیری رخ داد. این مسئله مردم را به خشم آورد. یک روز بعد اهالی خشمگین و مجاهدان انجمن را محاصره کردند. بازارها و مغازهها بسته شدند، روحانیون را به انجمن فرا خوانده و خواستند تا میرهاشم تبریز را ترک کند. میرهاشم پس از این ماجرا متوجه شد که نمیتواند در تبریز بماند و مجبور شد راهی تهران شود.

حاجی میرزا کریم امام جمعه که در آغاز انقلاب به مردم پیوسته بود، پس از حوادث سپتامبر، از مردم دور شد و حالت ضد انقلابی گرفت. او کوشید تا مردم را به سوی خود کشانده و از انقلاب بیزار نماید. او اعلام کرد که گندم خود را به خاطر مردم، به انجمن خواهد داد. در نتیجه تدبیر انجمن غیبی، مردم او را رسوا نمودند و روز 7 اکتبر اعتصاب عمومی رخ داد. مردم خروج امام جمعه را خواستار شدند. با فشار آنان محمدعلی میرزا به حاجی میرزا کریم سفارش نمود که تبریز را ترک نماید.

در اوایل دسامبر 1906 محمدعلی میرزا با استفاده از پایان انتخابات مجلس در تبریز، خواستار انحلال انجمن شد. او اعلام کرد در حالی که انتخابات مجلس به پایان رسیده از این پس فعالیت انجمن ایالتی غیر قانونی است. روحانیون رده بالا، اعیان و زمینداران که اکثریت را در انجمن تشکیل میدادند، موافقت خود را با خواسته محمدعلی میرزا اعلام کردند. با توضیحاتی که توسط مرکز غیبی داده شد، مجاهدان راضی به این کار نشدند. آنان اعلام کردند تا جان در بدن داریم، راضی به این کار نخواهیم شد. «نمیگذاریم انجمن که یگانه امید آذربایجان و بلکه ایران است، بسته و یا رانده شوند

این خواسته مردم به وسیله تلگراف به محمدعلی میرزا رسانده شد. چون او مخالفت کرد، هیجان مردم شدت گرفت. نیّرالسلطان فراشباشی از نزدیکان ولیعهد، وضعیت را به وی تلگراف کرد. ولیعهد برای خاموش کردن جنبش با دورویی اعلام کرد:

«
ما میخواهیم که از تهران درباره انجمن کتابچهای بیاید. حال که جماعت راضی به این نیست، دیگر این هیجان برای چیست، اکنون که چنین است بگذار هر گونه که مردم میخواهند آنگونه بشود

به محض این که نیّرالسلطان پیغام ولیعهد را به اعضای انجمن رساند، هیئت نمایندگی انجمن به ریاست اعضای مرکز غیبی، بیانیهای درباره انجمن تهیه کرده و برای امضاء نزد محمدعلی میرزا فرستادند. او مجبور به امضای این بیانیه بود. در این سند گفته میشد که انجمن مانند شرایط قبلی فعالیت خواهد کرد. با رضایت اعضای انجمن، ولیعهد نمایندهای تعیین کرده و این نماینده در جلسات انجمن شرکت میکرد. تمامی تصمیمات انجمن باید اجرا میشد. حکومت باید هر نوع مساعدت را در این زمینه انجام میداد.

این کشمکشی آشکار میان مجاهدان تبریز و محمدعلی میرزا بود. در این کشمکش، محمدعلی میرزا نه تنها وادار شد تا از فکر انحلال انجمن دست بردارد بلکه مجبور به صدور فرمانی مبنی بر تأیید رسمی انجمن گردید. این مسئله عملاً شروع حالت دو حکومتی در آذربایجان بود: حکومت انجمن در شهرهای آذربایجان و حکومت محمدعلی میرزا.

طبق نوشته کسروی، مرکز غیبی به ریاست علی مسیو، حاجی رسول صدقیانی و حاجی علی دوافروش این کشمکش اولیه را رهبری میکردند که منجر به اخراج میرهاشم، امام جمعه و دیگر مرتجعان سرسخت از تبریز و پیروزی مجاهدان گردید. بدین ترتیب در حالی که روحانیون، رهبری انقلاب را در تهران بر عهده داشتند، رهبری جنبش تبریز را در وهله اول گروه تبریز تشکیلات اجتماعیون عامیون و سپس تشکیلات اجتماعیون عامیون و هیأت مرکزی آن با نام مرکز غیبی انجام میدادند. این وضعیت شرایطی را به وجود آورد که جنبش تبریز از آغاز توده مردم را دربرگرفت و تداوم یافت. روزنامه «ارشاد» به درستی مینویسد که: «به استثنای چند نفر روحانیون نیز همه در آذربایجان طرفدار مشروطه هستند

به درستی نیز تا نیمه نخست 1907 اهالی آذربایجان حتی نمایندگان طبقه اعیان به رهبری تشکیلات اجتماعیون عامیون و دستههای مجاهد آن بر علیه امپریالیسم و خودسری فئودالها و استبداد شاه، در یک جبهه واحد مبارزه میکردند. درست به همین جهت نیز محمدعلی میرزا از وارد شدن به نبردی علنی با مشروطه خواهان واهمه داشته و برنامههای پنهانی بر علیه آن ترتیب میداد.

انتخابات مجلس در آذربایجان در اوائل دسامبر 1906 پایان یافت. حاجی میرزا ابراهیم آقا، آقامیرزا فضل الله، سیدحسن تقی زاده، میرزاصادق مستشارالدوله، حاجی امام جمعه خویی، احسن الدوله، هدایت الله میرزا، حاجی محمدآقا حریری، حاج میرزا آقا فرش فروش و شرف الدوله به عضویت مجلس برگزیده شدند. بنا به نوشته ملکزاده، بیشتر برگزیدگان نفوذ زیادی در میان اهالی داشته و نیز مشروطه خواه و دارای اندیشههای نوین بودند.

نمایندگان برگزیده آذربایجان از راه جلفا- باکو و گیلان راهی تهران شدند. زمانی که اینان به باکو- رسیدند، محیط انقلابی تشکیلات اجتماعیون عامیون و سوسیال دموکرات قفقاز و کارگران ایرانی، تأثیر مثبتی بر آنان نهاد. استقبال گرم و با شکوه از این نمایندگان در باکو، تعلیم گرفتن آنان از تشکیلات اجتماعیون عامیون به ریاست نریمانوف، نشان دهنده رابطه تنگاتنگ انقلابیون و انجمن آذربایجان با تشکیلات سوسیال دموکرات و بلشویک قفقاز است.

نمایندگان آذربایجان در باکو به طرزی با شکوه و سرور استقبال شدند. به افتخار آنها مهمانی بزرگی داده شد. بدین ترتیب انتخاب نمایندگان مجلس، پیروزی جدید نیروهای دموکراتیک بر ارتجاع بود.

در دوره نخست انقلاب آذربایجان از دسامبر 1905 تا فوریه 1907 تمامی اصناف و طبقات در مبارزه برای برپایی مشروطه و ایجاد مجلس در یک جبهه واحد شرکت داشتند. در نتیجه عزم و پایداری انقلابیون آذربایجان و همراه با مبارزه تهران و دیگر ایالات، شاه سرانجام ناچار شد تا فرمانی دایر بر برپایی مشروطه و گشایش مجلس صادر نماید.

تأسیس اولین دستههای مجاهد، انجمن ایالتی و تشکیلات اجتماعیون- عامیون در تبریز که در روند انقلاب ایران سالهای 1905 تا 1911 نقش پیشرو را داشتند، تکانی جدی به جنبش انقلابی در آذربایجان و ایران داد.

نریمان حسن زاده

ترجمه: پرویز زارع شاهمرسی

منبع: سایت قایناق / http://www.qaynaq.com/index.php?titem=349&lang=f