ابن خلدون و اخلاق شهرنشینی

ابن خلدون و اخلاق شهر نشینی

مسعودعلیمردانی

همگام با پیدایش شهرهای متعدد در اقصا نقاط عالم، تعدادی از دانشمندان نیز در دوره های گوناگون به تحقیق و تتبع در وجوه مختلف زندگی شهری و تبیین شرایط، ویژگی ها و شاخص های شهر پرداخته و از خود آثار گرانقدری نیز بر جای نهاده اند. بررسی آثار به جای مانده از دانشمندان مذکور، نشانگر این واقعیت است که از آغاز عمر شهرنشینی انسان، بیش از چند هزار سال نمی گذرد. از سوی دیگر با تفحص در شهرهای کهن شاهد تحول شگرفی در آن ها طی قرون گذشته تا به امروز هستیم و چنین امری فقط در سایة تلاش و پیشرفت مستمر انسان امکانپذیر بوده است؛ افزون بر آن مکاتب دینی و فلسفی موجود در دنیا نیز در طول پیدایش و تکامل خود، با محل زیست انسان، به ویژه شهر برخوردهای متفاوتی داشته و هر کدام از آن ها شرایط و ویژگی های خاصی را برای جایگاه زندگی انسان و ابعاد و خصوصیات مختلف آن تبیین کرده اند.

دین مبین اسلام نیز از آغاز پیدایش خود در سرزمین حجاز و به وسیلة پیامبر گرامی آن به تدریج اصول و شرایط مشخص و معینی را برای محل زیست انسان تعیین و بیان کرده است. در کتاب آسمانی اسلام یعنی قرآن مجید نیز به دفعات ودر آیات گوناگون از لغات «مدینه» و «بلد» به معنای «شهر» استفاده و اسامی مذکور بارها ذکر شده و افزون بر آن در آیات و احادیث به جای مانده از امامان معصوم(ع) همواره شهرنشینی مورد مدح و ستایش قرار گرفته است. در این راستا نیز دانشمندان و فلاسفة گوناگون در زمینة شهر و مسائل مبتلابه آن به بررسی و تحقیق و کنکاش پرداخته و آثار گرانقدری نیز از خود برجای نهاده اند.

یکی از مهم ترین دانشمندانی که طی قرون گذشته به مسأله شهر و شهرنشینی پرداخته، «عبدالرحمن بن محمد بن خلدون حضرمی» فیلسوف و جامعه شناس شهیر سده های هشتم و نهم هجری است. او در شاهکار فلسفی خود به نام «المقدمه» تحقیق گرانسنگی در زمینة شهر و اصول و شرایط ایجاد و حفظ آن انجام داده و دارای نظریات خاصی در زمینة نگرش به شهر و شهرنشینی است. موقعیت تاریخی او در فرهنگ اسلامی و شرایط اجتماعی وی در طول حیاتش و مراتب سیاسی ای که در طول زندگی پیمود، او را آماده ساخت تا بتواند تاریخ را به شکل یک رشتة علمی در آورد و دانش نوینی به نام جامعه شناسی پایه گذاری کند. او از این راه توانست تا به شهر و خصوصیات آن از ابعاد گوناگون نگاهی نو و کاملاً دگرگون بیندازد که پیشینیان وی هرگز قادر به انجام چنین کاری نبودند. او نمونة مورخی است که با تفسیر وضع موجود درصدد دریافت بهتر اوضاع گذشته برآمد و متقابلاً برای فهم بهتر حال به کنکاش در گذشته پرداخت و به این ترتیب همواره سیالیت و انعطافی کارآ در آثار وی ملاحظه می شود.

در مقالة حاضر ـــ که قصد انجام آن به وسیلة نگارنده سطور است ــ دیدگاه «ابن خلدون» در زمینة خصوصیات اخلاقی شهروندان مورد نقد و بررسی و تجزیه و تحلیل قرار خواهد گرفت. و امید است در پایان بتوان به جمع بندی مشخصی در این زمینه دست یافت.

 

1ـ طرح مسأله

در زمینه بررسی افکار و آثار دانشمندان، اعم از فقها، عالمان علوم تجربی و علوم اجتماعی، باید قبل از هر چیز به شرایط اجتماعی، سیاسی، زمانی و مکانی آن ها آگاهی یافت تا بتوان در مورد هر کدام از آن ها به نتیجه گیری مشخص و قابل اعتباری دست یافت. ابن خلدون و بررسی آثار و اندیشة او نیز از این امر جدا نیست؛ بنابراین تنها هنگامی امکان غور در عمق نظریات و جهان بینی وی وجود دارد که بتوان شرایط زمانی او را به درستی تحلیل، تبیین و درک کرد.

ابن خلدون درپی گذشت حوادث گوناگون بر وی و نیز مطالعات خویش، به تعریفی خاص از تاریخ می رسد که آن را بدین گونه توضیح می دهد: موضوع اصلی تاریخ عبارت است از فهماندن حالت اجتماعی انسان، یعنی تمدن و پدیده هایی که به طور طبیعی به آن وابسته هستند. وی قصد دارد تا با ارائة یک تئوری عام، حوادث متعدد را در دوران های مختلف ـــ چه در گذشته، چه در آینده ـــ قانونمند و آن ها را به صورت علت و معلولی بیان کند. این کار بزرگ در معروف ترین اثر او «المقدمه» ـــ که بی تردید و به زعم بیشتر اندیشمندان علوم اجتماعی یکی از شاهکارهای به یاد ماندنی قرون وسطا در زمینة جامعه شناسی می باشد ـــ نظم و قوام یافته است.

ابن خلدون در کتاب «المقدمه» شیوة جدیدی را برای نگارش وقایع به کار گرفته است و از راه آن نشان می دهد که وی برای درگیری های طبقاتی هیچ اهمیتی قایل نیست؛ بلکه بر عوامل سازنده و پدید آورندة آن حوادث انگشت می گذارد و کوشش فراوانی دارد تا آن ها را با محک تجربه و آزمایش بسنجد و از آن میان به صحت و سقم آن ها پی برد. مفهومی که او از تاریخ در ذهن دارد، تبیین وقایع به صورت کنش و واکنش زا راه رابطة متقابل انسان با محیط اطراف خود است؛ بنابراین شهر که تمامی این کشمکش های فیزیکی و فکری انسان در آن شکل می گیرد و در طول زمان و به مرور متحول شده و اثرات انکارناپذیری را در کالبد آن بر جای می گذارد، محیطی مصنوع است که به وسیلة انسان ساخته و آماده شده و در طی تاریخ رشد یافته است و در نهایت پس از بلوغ رو به زوال می نهد.

از این خاستگاه فکری است که ابن خلدون نگاه نافذ و جستجوگر خود رامتوجه پدیدة شهر و مفهوم شهروند می کند و در این زمینه تا بدان جا پیش می رود که به کلی شهر را تکفیر و از آن به عنوان محل فساد و تبهکاری یاد و ساکنان آن را فاقد هرگونه ارزش های اخلاقی معرفی می کند.

با توجه به نکات بالا می توان چنین گفت که بررسی و کشف آرا و افکار ابن خلدون و نقد نظریات وی، زمینة فکری و جهان بینی بس عمیقی را به ما می دهد، به شکلی که در پس آن، امکان راهیابی به علل عقب ماندگی اکثر قریب به اتفاق کشورهایی را فراهم می کند که امروزه در وضعیت فلاکت باری به سر می برند. بدین سبب مطالعة آثار ابن خلدون را نباید روی برتافتن از دانش عصر حاضر تلقی کرد. برعکس ما از راه شناخت این گونه آثار می توانیم تحلیل عمیق خود را بارة مسائلی که امروزه کشورهای عقب مانده با آن دست به گریبان هستند، توسعه دهیم.

کار بزرگی که ابن خلدون انجام داده آن است که نهادهای قرون وسطایی را که در سیر تحول اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جوامع عصر خویش چالش به وجود آورده و تاثیر عمیقی بر آن ها نهاده اند، تبیین و معرفی کرده است. در این زمینه بیان این نکته ضروری است که هرچند نظریات ابن خلدون به محیط شمال افریقا اختصاص دارد، ولی به سبب سیالیت تفکر او، ویژگی ها و چارچوب نظری اندیشة وی، واجد معنا و ارزش جهانی در هر برهه ای از زمان و در مکان های متفاوت خواهد بود.

موضوع دیگری که در این میان باید مدنظر قرار گیرد، این است که مطالعه و نقد نظریات ابن خلدون بر پایة مفاهیم امروزی و در ارتباط با مسائل عصر حاضر دلیل این امر نیست که بخواهیم در ترکیب نظام فکری ابن خلدون دست برده و در آن تغییراتی اعمال کنیم؛ بلکه هدف اصلی از نقد و بررسی آثار ابن خلدون، یافتن معانی واقعی مفاهیم گوناگون و جهان بینی وی در برخورد با پدیده های مختلف است تا بتوان میان وجوه مختلف تفکر وی، رابطة علمی برقرار کرد. بدین سبب باید از طریق راهیابی به چارچوب نظری اندیشة ابن خلدون و تفسیر معانی گوناگون زندگی انسان نزد وی بتوان به نقد اخلاق شهروندان از دیدگاه نامبرده دست یافت.

به بیان دیگر قبل از هر چیز باید به این پرسش پاسخ داد که آیا ابن خلدون نظریه جامع و مشخصی را درزمینة پدیدة شهرنشینی و خصوصیات اخلاقی شهرنشینان آن ارائه کرده است یا خیر؟ پاسخ به این پرسش، ستون فقرات اصلی تحقیق حاضر را تشکیل می دهد و غفلت از آن در حکم، محکوم کردن خود، به بیراهه رفتن و جهل کامل نسبت به اندیشة ابن خلدون است.

در پاسخ گویی به پرسش بالا معضلی اساسی وجود دارد که باید به آن اذعان کرد؛ زیرا با بررسی آثار و نوشته شده در زمینة نقد افکار ابن خلدون در می یابیم که بیشتر نقادان و مفسران آثار وی، موفق به اشراف بر تمام مفاهیم اثر او نشده اند و اغلب محققان و کاوشگران، اثر یکپارچة او را تکه تکه کرده و بر حسب علایق خاص خود یا به اقتضای رشتة علمی خویش به تحلیل انتزاعی و نقد جنبه هایی از آن پرداخته اند و نتیجه آن شده است که توده ای انباشته از مطالعات و مقالات بی شمار فراهم آید که هرچند از زاویه ای خاص سودمند است، ولی بسیاری از آن ها اندیشة واقعی ابن خلدون را تحریف کرده و از شناخت معنای اجزای تفکر او در داخل یک واحد کل عاجز مانده اند. حتی مطالعاتی که دربارة کل «المقدمه» صورت گرفته است، از این عیب برکنار نبوده و تنها امتیاز آن ها بر مطالعات دیگر، تعدد موضوعات مورد بررسی است.

به طور کلی در بررسی آثار مذکور، هیچ ردپایی دال بر کشف روابط عمیقی ـــ که استخوان بندی «المقدمه» را تشکیل دهند ـــ نمی یابیم؛ به عبارت دیگر نقص بزرگ بیشتر مطالعات انجام شده در این است که از اثر «المقدمه» تنها به برداشت بخشی از آن بسنده کرده اند. در صورتی که مقدمه به عنوان یک کلیت باید مورد سنجش و تحقیق قرار گیرد و اگر در تمامیت آن کنکاش و تحلیل صورت پذیرد، پاسخی برای یک مسأله اساسی به دست خواهد آمد و آن، جوابگویی و شناخت و نقد عناصر اصلی تشکیل دهندة چارچوب اندیشه ابن خلدون است و دقیقاً همین خصیصه است که بیشتر محققان از آن غافل مانده یا آن را درنیافته اند و درنهایت چون نتوانسته اند بر آن کلیت دست یابند، قادر به کشف کانون مولد آن هم نشده اند؛ بنابراین دو عمل مذکور کاملاً به هم پیوسته است و درک یا عدم درک یکی، موجب فهم یا عدم فهم دیگری است. علت اساسی ای که این گونه تحلیل ها در بررسی آثار ابن خلدون به کار گرفته نشده آن است که محققان به اندازة کافی توجه خود را بر مشخصات و شرایط اجتماعی و سیاسی دوران زندگی مولف ـــ که در آن کوران فعالیت فکری شدیدی داشته ـــ متمرکز نکرده اند.

با بررسی زندگی ابن خلدون در طی سال های 762 تا 776 هـ.ق یعنی اوج شکوفایی فکری او، شاهد پیدایش، تداوم و تکامل نسبی در اندیشه وی هستیم و دقیقاً در این دوران است که مقدمه به رشتة تحریر درآمد و از آن طریق ابن خلدون در حیات سیاسی- اجتماعی افریقای آن زمان، نقش بلامنازعی یافت؛ بنابراین بسیار ضروری خواهد بود که تحقیق خود را با بررسی روند کلی اندیشة ابن خلدون و نحوة تکامل آن آغاز کنیم، سپس به نقد مفهوم شهر و اخلاق شهروندی از منظر فکری وی، نگاه افکنیم و خصوصیات آن را مورد کنکاش قرار دهیم. بدین جهت مطالعة عوامل اجتماعی و سیاسی، به ویژه روانی ـــ که احتمالاً در اندیشه ابن خلدون موثر بوده است ـــ یکی از ضرورت های اساسی در انجام امر تحقیق است؛ به عبارت دیگر باید از پس واقعیت های موجود در زمان زندگی ابن خلدون، معانی نهفته در آن را بیرون کشید و این یکی از شروط لازم برای پژوهش در زمینه افکار دانشمندان مختلف نظیر نامبرده است.

 

2ـ شرایط اجتماعی و سیاسی زندگی ابن خلدون و معرفی المقدمه

ابن خلدون دوران پرفراز و نشیبی را در طول عمر خود سپری کرده است. او در سال 732 هـ.ق مطابق با (27 مه 1332 م) در تونس و در خانواده ای اندلسی متولد شد. خاندان پدری او همواره در مناصب مختلف دولتی نظیر: وزارت، ریاست و وکالت نقش عمده ای در شکل گیری دولت های وقت داشته اند. ابن خلدون از دوران کودکی به سبب حضور در مجالس پدرش همواره دو احساس کاملاً مغایر رادر خود تقویت کرد: شیفتگی به جاه و مقام و دلبستگی به مطالعه و کسب دانش.(2ص28)

تحصیلات آغازین ابن خلدون دررشته علوم دینی و فلسفی و نوشته های او دربارة این علوم، زمینه های حرفه آینده او را فراهم کرد.

ابن خلدون در عصری زندگی می کرد که جامعه دچار تغییرات همه جانبه بود. بیماری طاعون و جنگ، دو عنصر اصلی این تغییرات بوده اند؛ به همین جهت طاعون و جنگ در زندگی سیاسی و اجتماعی وی نقش انکارناپذیری ایفا کرده است.

او با توجه به سفرهای پی درپی و نقل مکان های متعددی که طی چهار دهة نخست عمر خود انجام داده بود، توانست اطلاعات جامع و ذی قیمتی در بارة فقه، تاریخ، ادب، فلسفه، کلام و اصول به دست آورد.

افزون بر آن، حوادث سیاسی اتفاق افتاده در طول زندگی وی سبب شد تا تحولی جدید در نگرش او نسبت به اوضاع دائم التغییر اجتماع پدید آید؛ به عبارت دیگر ابن خلدون به علت سرگشتگی در فهم عوامل اجتماعی نتوانست به شناخت صحیح جامعة خود نایل شود؛ بدین جهت دچار عزلت و گوشه نشینی گردید و تا مدت ها خلوت اختیار کرد. این گوشه نشینی منجر به تفکر و تحقیق او دربارة اوضاع سیاسی و روند علم در آن زمان گردید. چهار سال تنهایی در قلعة سلامه (ایلات وهران در کشورکنونی الجزایر) یکی از درخشان ترین دوره های زایش اندیشه اجتماعی در تاریخ اسلام است. او خود دربارة آن روزها می نویسد:

«در آن قلعه فارغ از کلیة مشاغل و اعمال اقامت گزیدم و هنگام اقامت در آن به تالیف این کتاب آغاز کردم و مقدمة آن را بدین شیوة شگفت در آن عالم به تنهایی تکمیل کردم؛ زیرا در این ایام، مطالب بسیار بر فکر من هجوم آورد و من زبده و چکیدة آن ها را در این تالیف آوردم.» (2 ص 64)

با مطالعه و بررسی آثار به جای مانده از ابن خلدون درمی یابیم که او سخت مجذوب علوم عقلانی بوده و این امر عمدتاً ناشی از واقعیت های اجتماعی و سیاسی آن زمان از یک سو و اندیشه های سیاسی و تفکرات وی در منطق و علوم دقیقه از سوی دیگر است. بدین لحاظ در تفکرات سیاسی ابن خلدون هیچ نوع بیان آرمانی مشاهده نمی گردد؛ زیرا او به رغم آن همه ناملایماتی که از جوامع دوران خود دیده بود، دربرابر سازمان های بنیادین اجتماع به هیچ وجه موضع مخالفی احراز نکرد؛ به عبارت بهتر واقعیت های سیاسی و اجتماعی موجود در آن زمان با آرمان های مذهبی یا فلسفی اجتماعی در هیچ یک از کتب ابن خلدون با هم مقایسه نشده است. افزون بر آن در زمینة نقد تفکرات وی می توان چنین عنوان کرد که نامبرده به علت کاوش در آثار گذشتگان و کندوکاو در رشته های مذکور دریافته بود که دانشمندان پیشین تنها به صورت گذرا و نه عمیق به تحلیل و بررسی حوادث گوناگون و علت وقوع آن ها پرداخته اند. از این جهت ابن خلدون درصدد برآمد تا علم جدیدی را پایه گذاری کند که بتواند علت غایی مسائل مختلف را تبیین کرده و حوادث گوناگون را مورد بررسی و تجزیه و تحلیل عمیق قرار دهد؛ زیرا مسألة اصلی او، چرایی تغییر ساختار اجتماعی جامعة دوران خویش و یافتن پاسخ آن است.

با توجه به مطالب پیش گفته می توان دوران حیات اجتماعی وی را به سه دورة کلی تقسیم کرد؛ به عبارت دیگر زندگانی عملی و فکری ابن خلدون پس از دوران تحصیل از تاریخ ورود او در عرصة اجتماعی به سه دورة اساسی تقسیم می شود:

دوره اول: دوران فعالیت های سیاسی وی در بلاد مغرب که بیش از بیست سال (1374-1352 میلادی) ادامه یافته است.

/ 0 نظر / 17 بازدید